Welecom to my day

یک مکان پر از کلمات قبیح و صریح

تبلیغات تبلیغات

احساس

در مورد این بی حسی ای که کل وجودمو گرفته و اخرین باری که تونست یه کوچولو ترک برداره زمانی بود که با ایدا اون غلط گیرشو درست کردیم خیر سرمون خیلی با مشاورم حرف میزنم اما احساس میکنم دوتامون به نتیجه ای نمیرسیم اخه من خودم نمیدونم این از کجا شروع شد شاید از اون زمانی که مامان بابام نمیزاشتن یه شب بدون گریه سر کنم و کارم شده بود زنگ زدن به ایدا برای فقط احساس وجود داشتن یکی که باعث ارامشم میشه. که کاری میکنه حس کنم خودمم کنارش واقعا خودمم وقتی با مشاورم حرف
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها